مسجدسلیمان شهر من

مسجد سلیمان یا M.I.S(انگلیسی:masjid-i-sulaiman) شهری است تاریخی که در میان کوه‌های زاگرس در استان خوزستان واقع شده‌است.

این شهر از شمال غرب به شهرستان شوشتر، از شمال تقریبأ به بخش لالی، از جنوب شرق به شهرستان ایذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز ارتباط دارد. ساکنان این شهر را طوایف مختلفی از قوم بختیاری تشکیل می‌دهند ولی با کشف نفت در منطقه افراد دیگری از سایر مناطق بختیاری بمنظور کسب و کار به این شهر آمدند و رفته رفته بصورت دایم در این شهر ساکن شدند .

روستاهای اندیکا و لالی و دشت بزرگ از بخش‌های تابعه اطراف این شهر هستند. مسجدسلیمان بدلیل جاذبه‌های تاریخی و بهار زیبایش و رویش لاله‌های وحشی و شب بو در ایام نوروز پذیرای تعداد بیشماری از مهمانان نوروزی می‌باشد. یکی ازتفریحگاه‌های دیدنی این شهر منطقه‌ای بنام تمبی می‌باشد. یکی ازمهمترین مکانهای تاریخی و باستانی این شهرمنطقه‌ای است بنام معبدسرمسجد که درشمال شرقی شهر مسجدسلیمان واقع شده‌است.این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که بگفته مورخان مقر حکومتی پارسها بوده‌است .از دیگر آثار باستانی این شهرستان می‌توان به معبد بسیار کهن برد نشانده نیز اشاره نمود.

هیئت باستان‌شناسی فرانسوی سال ۲۰۰۷ نیز در مسجد سلیمان موفق به کشفیات مهمی شده‌است. پروفسور گیرشمن رئیس هیئت مزبور عقیده دارد که محل کنونی مسجد سلیمان( پارسوماش ) قدیم‌ترین پایتخت پادشاهی هخامنشی بوده‌است. یکی ازعوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان اکتشاف نفت دراین منطقه‌است. می‌دانیم که، ویلیام ناکس دارسی طی انعقاد قراردادی با دولت مظفری مجوز جستجو و اکتشاف نفت در ایران را گرفت و تیم اکتشاف وی این طلای سیاه را برای اولین بار در(خاورمیانه) مسجدسلیمان کشف کرد.به یقین این واقعه سرنوشت کشور ما و حتی منطقه خاورمیانه را دگرگون ساخت.با توسعه صنعت نفت و پتروشیمی و همچنین احداث صنایعی که وابستگی شدیدی به این ماده اولیه داشتند، لزوم تسلط بر منابع نفتی و کشورهایی که داری این منابع هستند، در دستور کار قدرتهای برتر اقتصادی، سیاسی و نظامی وقت قرار گرفت.به حدی که برای حصول این مقصود جنگهای فراوانی درگرفت، خونهای زیادی ریخته شد، کشورهای بسیاری تجزیه شدند و در یک کلام جغرافیای سیاسی دنیا تغییر یافت و این جریان هنوز هم ادامه دارد.با این اوصاف می‌توان عنوان کرد، مسجدسلیمان شهری است که قدرتهای اقتصادی و شرکتهای نفتی به واسطه آن تاریخ بخش اعظمی از دنیا را تغییر داده‌اند.شهری که بسیاری از مردم کشورمان حتی از مکان دقیق آن نیز بی اطلاع هستند. این شهر در شمال شرقی استان خوزستان جائیکه مناطق جلگه‌ای این استان به سلسله جبال زاگرس برمی خورد، در میان کوهها واقع گردیده‌است.منطقه‌ای که تا یک قرن پیش محل سکونت کوچ نشینان بختیاری بود.مسجدسلیمان به واقع شهری استثنایی است.بنیاد کهن، استقرار در میان کوه‌ها، وجود چاههای متعدد نفت(۲۸۲ حلقه)، حضور خارجیان، ساکنین خو گرفته با فرهنگ غربی و از دیگر سو توقف استخراج نفت، جنگ، رکود ساخت و ساز و مهاجرتهای بی وقفه روستائیان، از یک شهر سازمان یافته و بسیار مجهز قدیمی، شهری درهم و بدون ساختار ایجاد نموده‌است که به جرات می‌توان عنوان کرد نمونه این التقاط را در دنیا نیز نمی‌توان یافت.برای آنکه بتوانیم این شهر را بدرستی شناسائی نمائیم، ناگریزیم که تاریخ شهر را با دقت بیشتری مرور کنیم، چرا که تقدیر تاریخ و سرنوشتی، که تا ریخ برای مردم خونگرم مسجدسلیمان رقم زده‌است، در کالبد این شهر بیش از هر عامل خارجی و داخلی تاثیر گذار بوده‌است.

سردار اسعد بختیاری

علیقلی خان بختیاری معروف به حاج علیقلی خان سردار اسعد بختیاری و فاتح ملی (۱۲۳۶ هجری خورشیدی - ۷ محرم ۱۲۹۶ هجری خورشیدی) متولد گونه کان یا جونقان کنونی از رؤسای روشنفکر تحصیلکرده مشروطه‌خواه بختیاری و فرمانده فاتحین اصفهان و تهران در جریان انقلاب مشروطه در ایران بود.

او پسر سوم حسینقلی خان هفت لنگ ایلخانی بختیاری بود که به دستور ظل‌السلطان کشته شده بود.

در سال ۱۲۹۴ ق با «بی بی مهرجان» دختر یکی از بزرگان بختیاری ازدواج کرد و نخستین فرزند او در ۱۲۹۷ ق متولد و از طرف حسینقلی خان ایلخانی به نام جعفرقلی خان نام گذاری گردید که بعدها سردار بهادر و پس از فوت علیقلی خان به سردار اسعد سوم ملفب شد .

علیقلی خان که از خوانین فرهنگ دوست بختیاری بوده چندین بار به اروپا سفر کرده و به تکمیل زبان فرانسه خود اقدام کرده و اقدام به ترجمه چندین کتاب از جمله دختر فرعون و پاریس از الکساندر دوما و غادة الانگلیس دست زده و کتاب تاریخ بختیاری را به رشته تحریر در آورده است . او در شهر جونقان کاخ بسیار زیبایی را بنا نهاد.به مردم شجاع و سلحشور جونقان بسیار علاقه داشت و آنان را شجاعتر و باوفاتر از قوم خویش میدانست. 34 نفر از سرداران سپاه او از مردم جونقان بودند. ایام اقامت سردار اسعد بختیاری در پاریس هم زمان شد با به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمد علی شاه که پس از این رویداد به پشتیبانی از برادر خود نجفقلی خان صمصام السطنه بختیاری و پسر عموی خود حاج ابراهیم خان ضرقام السلطنه در اعتراض به این عمل برخاست و پس از فتح اصفهان به دست مجاهدین بختیاری و از راه عراق خود را به سرزمین بختیاری رسانده و شخصاً فرماندهی سواران بختیاری را در فتح تهران و احیای مشروطیت عهده دار شده است .وی مشروطه خواه و یکی از دو فاتح مشهور تهران در عهد محمدعلی شاه قاجار و مظهر اخلاق نیک بود. (فاتح دیگر محمدولی خان تنکابنی بوده است.) روز پنج شنبه ۷ محرم ۱۳۳۶ ق درگذشت و جنازه‌اش از طرف دولت با تشریفات رسمی و احترام نظامی در حالی که جسد وی روی توپ حمل می‌شد تشیع گردید.از جمله ترجمه‏های او: «بولینا- غاده الانگلیس»؛ «پل و ورژینی»؛ «تاریخ حمیدی- سلطان عبدالحمید عثمانی»؛ «دختر فرعون»؛ «دیل گابریل»؛ «روکامبول»؛ «شرح حال هانری سوم»؛ «عشاق پاریس»؛ «ماد موازل مارگریت»؛ «هرمس مصری»؛ «سفرنامه‏های برادران شرلی»؛ «ترجمه عهدنامه‏ی حضرت امیر». کتاب «تاریخ بختیاری» از تالیفات اوست.